محمود بن هدايت الله افوشته اى نطنزى
522
نقاوة الآثار في ذكر الاخيار در تاريخ صفويه ( فارسى )
سلطنت صورى فايز و بهرهمند گردد و عنقريب « 1 » شاهد اين مراد ، از وراى حجاب روى مينمايد . نواب فرمود كه در سلسلهء شما كسى به از تو نيست كه استعداد اين امر ، بيش از تو داشته باشد ، مصلحت اينست كه ترا پادشاه كنيم تا اثر اين ستاره مطابق حكم وقوع يابد . پس از آن نواب اشاره فرمود تاچار قبى با تاج و كمر مرصع و ساير تشريفات پادشاهى آورده درو پوشانيدند و جيغهء پادشاهانه بر سرش زده بر مسند سلطنتش نشانيدند و آن سلطان صفت مردود را بطريق پادشاهان سجده كردند . مناسب اين مقام و ملايم اين مرام ، عاليجناب حكمت پناه ، ارسطوى زمان و جالينوس دوران ، حكيم ركن الدوله مسعود ولد حكيم نظام الدين احمد « 2 » كاشى كه از انيس خاص و جليسان مجلس جنتنشان پادشاهى بود ، اين قطعه بسلك نظم كشيد . شعر شها توئى كه در اسلام تيغ خونخوارت * هزار ملحد چون يوسفى مسلمان كرد فتاد در دلم از يوسفى و سلطنتش * دو بيت قطعه مثالى كه شرح نتوان كرد جهانيان همه رفتند پيش او بسجود * دمى كه حكم تواش پادشاه ايران كرد نكرد سجدهء آدم به حكم حق شيطان * ولى به حكم تو آدم سجود شيطان كرد و نواب همايون ، به نفس شريف عصاى مرصعى بدست گرفته برسم ايشيك آقاسى
--> ( 1 ) - م . عنقرين . ( 2 ) - م : على احمد .